کد خبر : 1695
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۰

یادداشت| دوست ما، قدرت ماست

یادداشت| دوست ما، قدرت ماست
در جهان هیچ دوستی برای یک کشور بهتر از قدرتی که کسب می کند نخواهد بود. 
یادداشت| دوست ما، قدرت ماست

پایگاه خبری تحلیلی بهجت خبر – جهان امروز جای ترسناکی است. به قول یوسفعلی میرشکاک: هیچ کس یک لحظه کوتاه اگر آئینه هم باشی، برادر نیست. در جهان هیچ دوستی برای یک کشور بهتر از قدرتی که کسب می کند نخواهد بود.

روابط در این جهان بر مبنای قدرت تنظیم می شوند و قدرتمداران همواره طرح هایی برای جایگاه های مطلوب کشورها در نظمی که رهبری اش را بر عهده داشته باشند دارند. قدرت در جهان مدرن با برتری تکنولوژیک همسان شده است و زیربنایی برای تعریف سایر مفاهیم به دست می دهد.

قدرت نظامی و توانمندی های تکنولوژیک انحصاری در این جهان کارکردهای فرهنگی نیز دارد. انسانها را با توجه به دوری یا نزدیکی به این قدرت درجه بندی می کند. ملت های قدرتمندتر حق انحصاری تعیین الزامات اخلاقی جهان شمول را نیز کسب می کنند.

آنها هرکه را بخواهند تروریست می نامند و بر او اعمال زور خواهند کرد. حقی که پشتوانه آن قدرت است. این حق و این قدرت در تاریخ معاصر جهان جنایت های بسیاری را رقم زده است که در بنیان خود مشروع جلوه داده شده اند.

قدرتی که صاحبش را به این باور می رساند که به واقع برتری های ژنتیکی و نژادی بر سایر انسان ها دارد. دوره ای در تاریخ غرب وجود دارد که یکی از ویژگی های آن توسعه طلبی قدرت های غربی و تصرف و استعمار کشورهای آسیایی و آفریقایی است.

سرزمین های جدیدی که سرنوشت آنها از دو حال خارج نبود. یا دارای پیوست های تاریخی و تمدنی بودند و در یورش نیروهای استعمارگر تنها گرفتار غارت کلان منابع می شدند و نسل آنها از انهدام در امان می ماند و یا چنین ویژگی هایی نداشتند و علاوه بر غارت به عنوان انسان هایی درجه چندم به تدریج و یا به یکباره در مسلخ خوی تکاثر طلبی انسان غربی نابود می شدند.

قاره آمریکا جایی بود که تقریبا اثر خاصی از ساکنان اولیه آنها به جا نماند. مردمانی که زبان، فرهنگ و تمدن خاص خود را داشتند و امروز به جز کتب تاریخی هیچ چیز از آنها در خاطر جهان نمانده است.

معامله ای که انسان غربی با ساکنان مناطق جدید کرد بن مایه اخلاقی مبتنی بر اعتقادی جزم به برتری نژادی داشت. انسان هایی که قربانی شدند در عمل انسان شمرده نشدند و از بین بردن آنها همانند فعالیت هایی که بشر برای زیست پذیر کردن محیط های جدید برای زندگی خود انجام میدهد مشروع جلوه می کرد. مفاهیمی مانند انسان متمدن، جهان اول، جهان سوم، مرکز، پیرامون و … نیز به نوعی برخواسته از چنین بن مایه های اخلاقی و فکری است.

سرنوشت جوامع گوناگونی که به انحای مختلف در ارتباط با انسان غربی قرار می گرفتند همانگونه که در ابتدا گفتیم دو شکل عمده داشت. نکته مهم این است که آنچه رفتار مهاجمان و یا نیروهای جدید از راه رسیده را تعیین می کرد همان بن مایه اخلاقی و احساس برتری نژادی بود.

احساسی که با واقعیات تلطیف می شد و با توجه به میزان انسجام و قدرت جوامع میهمان در طیفی قرار می گرفت که ابتدا و انتهای آن همانی است که از آن سخن گفتیم.

کشور ما نیز از این مواجهه جبری در امان نبود و خوشبختانه به علت ریشه های چند هزار ساله فرهنگ و تمئنی که داشتیم در انتهای طیف رفتاری موصوف قرار گرفتیم. گرچه انسان هایی شمرده می شدیم که درجه دوم بودیم ولی به علت وجود ساختارهای سیاسی و دینی آنگونه که ملت های بی پناه دیگر به قهقرا رفتند دچار مصیبت نشدیم.

گرچه ضربات زیادی خوردیم ولی این ضربات نتوانست ما را از صحنه روزگار محو کند گرچه خسارت های فراوانی برای ما به دنبال آورد و تا پیش از پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ما را در تقسیم کار جهانی مبتنی بر همان بن مایه های اخلاقی ملتی دسته دوم نگه داشت که با رویکرد کلبی مسلکانه حکام پهلوی در سیاست خارجی امری تثبیت شده و لا یتغیر به نظر می رسید.

انقلاب اسلامی آن بن مایه ها را به چالش کشید و ملت بزرگ و ریشه دار ما را دوباره به افقی کشاند که سودای بزرگی از دست رفته چند هزار ساله خود را بازیابند.

ترامپ یک ویژگی منحصر به فرد دارد و آن این است که به علت چینش ذهنی عمیقا غیر سیاستمدارانه اش حرفهای مگو را راست و پوست کنده بیان می کند. ترامپ به ایرانیان ثابت کرد که مشکل آمریکا با ما نه به خاطر رفتار ما بلکه به خاطر همان بن مایه هایی است که از قدرت تکنولوژیک و نظامی آمریکا برآمده است.

ما در نظم چشمداشتی آنها حل نشده ایم و از این رو انسان های چموش درجه دویی هستیم که باید فرو کوفته شده تا رام شوند. اکنون به مردم ما بر خلاف خواست پروپاگاندای رسانه های غربی ثابت شده است که در واقع آمریکا با ما دشمن است نه اینکه در وهله اول این دشمنی از سمت ما شروع شده باشد.

ترامپ از این نظر دست آهنین ایالات متحده آمریکا را که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب همواره با دستکشی مخملین پنهان نگه داشته می شد را نمایان کرده است. حالا کار برای ملتی که تحت بمباران تبلیغاتی برای پذیرش باور به درجه دو! بودنش قرار دارد، آسان شده است.

ملت ما با عاملیت عناصری از میان خود که مزدورانی حقیرند با پروپاگاندایی مواجهست که دال مرکزی آن صحه گذاشتن بر همان بن مایه اخلاقی است. پروپاگاندایی که می خواهد انها را متقاعد کند که دست از باور خویش به داشتن توان بلند مرتبگی بشویند و تلاش خود را بر ساختن جامعه ای در تراز انچه در دبی برپا شده به عنوان آرمانشهر انسان های درجه دو متمرکز کند!

این ملت به سمتی سوق داده می شود که برق سرد و سنگین دست آهنینی که در تاریخ معاصرش گهگاه از دستکش مخملینش جدا شده است و بر فرق سرش فرود آمده است فراموش کند و بپذیرد که مشکلاتش نه ریشه در زیاده خواهی قدرت های غربی و در راس آنها ایالات متحده آمریکا بلکه در حکومت اسلامی آرمان خواهش دارد.

 ملت ما امروز وقتی با تهدید بمباران ۵۲ نقطه مهمی که در تاریخ و فرهنگش اهمیت زیادی دارد از سوی رئیس جمهور آمریکا مواجه می شود حکمت سخنان امام و رهبری را بهتر متوجه می شوند. سخنانی که دال محوریشان تاکید بر دشمنی ریشه دار و عمیق آمریکا با ماست.

آمریکایی که ما را به عنوان قطعه ای در میان بی شمار قطعات درجه چندم پازل تقسیم کار جهانی می خواهد. رفتار سیاسی ترامپ به سادگی این پیام را به ملت های منطقه مخابره می کند که شما انسان های بی نوای درجه دومی هستید که سربازانی که پاسدار امنیت شما در چارچوبی فراتر از نقش چشمداشتی دسته دومی که ما تعیین خواهیم کرد باشند، کشته میشوند و خونخواهی و انتقام خون آنها نیز با پاسخی سهمگین مواجه خواهد شد.

این رفتار آیا چیزی به جز یک دشمنی عیان است؟ سردار شهید قاسم سلیمانی سرباز امنیت ایران بود. سرباز موثری که پیروزی اش بر داعش و نقشش در به هم خوردن نقشه های کلان آمریکا برای منطقه و خاصه شیعیان با ترور ناجوانمردانه ای پاسخ داده شد.

مردم ما با حماسه ای که در تشییع پیکر مطهر این سرباز بی نظیر خلق کردند نشان دادند که دشمنی آمریکا را این بار در ورای رنگ ها و روکش های فریبنده دستگاه غول آسای پروپاگاندای آن شناخته اند.

حالا که زبان عریان تاجر آمریکایی آنچه در واقع درباره با ما در ذهن آنهاست را عیان کرده است راه برای خودفروختگانی که نان خود را در خون مردم خود فرو می کنند سخت شده است. حالا ملت فهمیده اند که میراث فرهنگی و تمدنیشان هم حتی به جرم اصرارشان بر حق کسب بلند مرتبگی در تیررس دشمن اصلی آنهاست.

مردم ما با حماسه ای که در تشییع پیکر مطهر این سرباز بی نظیر خلق کردند نشان دادند که دشمنی آمریکا را این بار در ورای رنگ ها و روکش های فریبنده دستگاه غول آسای پروپاگاندای آن شناخته اند.

حالا ملت آنچه که سالهای سال رهبر انقلاب در خشت خام میدید را در آینه واقعیات خشن روزگار کنونی می بیند و تشخیص داده است که راه رفع دلتنگی برای روزگار بزرگی ایران نه از حل شدن در نظم جهانی با جایگاهی دست چندم بلکه از راه مبارزه ای هوشمندانه برای اعتلا می گذرد. اعتلایی که بن مایه آن اسلام ناب محمدی و راه روشن اهل بیت به عنوان یگانه مسیر بشریت برای نیل به دنیایی رها از ظلم و جهل و تباهی است.

برچسب ها : ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.