کد خبر: 3750تاریخ انتشار : ۱:۳۸:۱۹ - دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۶

گذری بر تاریخ؛

راز مرگ جهان پهلوان تختی

یک قهرمان ملی که دارای خصال پهلوانی و جنبه های مذهبی بوده است چگونه می تواند در اوج محبوبیت خود را هلاک سازد

به گزارش بهجت خبر؛ غلام رضا تختی در پنجم شهریور ماه ۱۳۰۹ در محله خانی آباد تهران در یک خانواده مذهبی متولد شد.

تختی از دوره نوجوانی به ورزش و سپس به مبارزات سیاسی روی آورد و ابتدا در حزب زحمتکشان که به رهبری خلیل ملکی و مظفر بقایی اداره می شد عضو گردید و پس از وقوع اختلاف در داخل آن حزب به جبهه ملی پیوست و عضو شورای مرکزی آن جبهه شد.

تختی در بازی های المپیک ۱۹۵۲ هلسنکی (فنلاند) به مدال نقره دست یافت، این اولین مدال نقره ایران در المپیک بود که توسط او و ناصر گیوه چی به دست آمده بود، پیش از او جعفر سلماسی در المپیک ۱۹۴۸ لندن اولین برنز ایران را در رشته وزنه برداری کسب کرده بود.
در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن تختی به همراه امام علی حبیبی با مدالهای زرّین خود ایران و مازندران را منفجر کردند و شوری بی مانند آفریدند. در المپیک ۱۹۶۰ رم، تختی نقره گرفت و در المپیک ۱۹۶۴ توکیو تختی چهارم شد.

تختی در جام جهانی ۱۹۵۱ هلسنکی مدال نقره و در مسابقات جهانی توکیو پنجم و در جام جهانی ۱۹۶۱ یوکوهاما طلای جهان را به گردن آویخت.
در جام جهانی ۱۹۶۲ تولیدو در امریکا نقره گرفت و در جام جهانی ۱۹۵۹ تهران باز طلای جهان را صید کرد و نیز در بازیهای آسیایی توکیو به مدال طلا رسید این افتخارات در آن زمان جاودانه بود و تختی را مفخر ایران کرد.

در جریان زلزله شهریور ماه ۱۳۴۱ که در بوئین زهرا رخ داد منجر به کشته شدن ۲۰ هزار نفر و زخمی شدن دهها هزار نفر گردید، جهان پهلوان تختی پیاده در خیابانهای شهر تهران برای کمک به زلزله زدگان به حرکت در آمد و طوفانی را برانگیخت، زنان و دختران گردنبند ها و جواهرات خود را بر گردنش افکندند و مردان وجه نقد به او پرداختند و چنان شوری او در میان مردم به پا کرد که رژیم ضد مردمی شاه دچار خوف و هراس شد و حاکمیت کوشید تا جلوی محبوبیتش را بگیرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد او خانواده کسانی که دستگیر شده بودند را مورد حمایت قرار داد.

تختی که در مسابقات پهلوانی نیز اول شده بود و عنوان جهان پهلوان به خود گرفته بود، از هر سو در کشور مایه فخر و مباهات شد و رژیم از این موضوع رنجور و دلگیر و او را سخت تحت نظر گرفت و بارها به ساواک احضارگردید!

حکومت دیگر مایل به افتخار آفرینی او در میادین جهانی نبود و می کوشید تا در راه تمریناتش مانع ایجاد کند و از افتخاراتش بکاهد، چونکه وجود شریف تختی را برای رژیم وابسته یک تهدید می دید و ساواک با تجربه ای که از طرف سازمان های اطلاعاتی سیا و موساد در اختیارش نهاده بودند، نقشه مرگ‌ او را کشید! تا جاییکه هیچ اثری از ترور و قتل نماند و زمینه را چنان تدارک دید که تردیدی نماند که او خود را کشته است!

یک قهرمان ملی که دارای خصال پهلوانی و جنبه های مذهبی بوده است چگونه می تواند در اوج محبوبیت خود را هلاک سازد، ضمن آنکه او سر سختی و مبارزه و ریاضات جسمی و روحی را از پیش تجربه کرده بود و فردی معتقد به فرایض مذهبی بود. لذا در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۴۶ ساواک توسط عناصر خود او را در داخل هتل استقلال، (اتلانتیک سابق) که در نزدیکی یکی از مراکز ساواک قرار داشت رندانه به شهادت رساند.

برخی را اعتقاد بر آن است که شخصی به نام محمد علی عبده که نام آمریکاییش ( الن مورگان) که از عناصر ساواک و تابعیت دوگانه و جز ارتش آمریکا و بانی باشگاه پرسپولیس بوده است تختی را به شهادت رسانده است.

ساواک بی سر و صدا مخالفان شاه را به شهادت می رساند که می توان به دکتر علی شریعتی، صمد بهرنگی، احمد آرامش، محمد خاتمی (داماد شاه) ، لونید پالانچیان که حاضر به معاشقه با اشرف نبود و ‌…
آنچه که را که می توان عله العل و راز شهادت تختی دانست تنها محبوبیت او و واهمه رژیم از قدرت اجتماعی فزاینده او بوده است .
یادش گرامی و راهش مستدام باد!

انتهای پیام

/رضا صادقی