کد خبر: 4399تاریخ انتشار : ۲۰:۰۰:۲۵ - سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶

مبارز انقلابی فومنی؛

حکومت پهلوی رژیمی سراسر اختناق بود/در چهارم دی سیمای شهر دگرگون شد/اختلاس و حقوق نجومی مردم را ناراحت می کند

در آستانه فرارسیدن دهه فجر به سراغ یکی از مبارزان انقلاب اسلامی در روستای خانوانه از توابع شهرستان فومن رفتیم و ساعتی را با او به گفتگو نشستیم که در رابطه با قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: حکومت پهلوی رژیمی سراسر اختناق بود.

به گزارش بهجت خبر؛ فرا رسیدن دهه مبارک فجر یادآور مجاهدت های همه کسانی است که در دوران خفقان رژیم پهلوی با ایثار و فداکاری و تبعیت از بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی انقلابی را که به تعبیر امام خمینی(ره) انفجار نور بود، رقم زدند.
به همین بهانه به سراغ یکی از مبارزان انقلاب اسلامی در شهرستان فومن رفتیم. او ساکن روستای خانوانه از توابع بخش سردار جنگل فومن می باشد که سخنرانی انقلابی او بر علیه شاه خائن در مراسم روز سوم شهید انقلاب رحیم پورنصیری در روستای پشتیر زبانزد انقلابیون قدیمی آن خطه می باشد که بعد از همان سخنرانی از سوی مزدوران رژیم شاه دستگیر شد.
عنایت الله صائمی که از کارمندان بازنشسته کمیته امداد امام خمینی(ره) است در حال حاضر به کشاورزی و نجاری مشغول می باشد.

۱-ضمن عرض سلام و ادب خدمت شما به عنوان طلیعه این مصاحبه ممنون می شوم خودتان را برای مخاطبان ما معرفی بفرمائید؟
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب عنایت الله صائمی متولد ۱۳۲۶ و از اهالی بخش سردار جنگل از توابع شهرستان فومن که ساکن روستای خانوانه می باشم.

۲-با توجه به اینکه شما از مبارزان انقلابی بر علیه رژیم پهلوی بودید ممنون می شوم که از شرایط خفقان قبل از انقلاب برای مخاطبان ما بگوئید؟
شرایط قبل از انقلاب حقیقتا به گونه ای بود که خفقان، دیکتاتوری و نظامی گری در کشور حاکم بود و روشنفکران انقلابی می دانستند که حکومت از خود اختیاری ندارد و تمام تصمیماتی که اخذ می شد دستوراتی بود که از ایالات متحده می رسید و به شاه دیکته می شد در همان زمان بیش از ۶۰ هزار نظامی آمریکایی در ایران بودند بنده در دوران سربازی در جریان درگزری کردهای ملا مصطفی بارزانی حضور داشتم و فرماندهی ما شخصی به نام جان اسمیت بود که یک افسر آمریکائی بود و فرماندهان ارتش ایران نقشی آنچنانی نداشتند و هیچکاره بودند و حقیقتا همه مقامات آن وقت رژیم شاه تبعیت محض از ایالات متحده، ارتش آمریکا و یازمان سیا داشتند.

۳-تظاهرات مردمی در منطقه چگونه عمومی شد یا بهتر بگویم چه شرایطی محقق گشت که مردم به صحنه آمدند؟
عرض کنم که اگر اشتباه نکنم شهید مطهری کتابی نوشته اند به اسم نهضت صد ساله که در آنجا تاکید شده است که مردم ما و آنهائی که خواهان تشکیل حکومت اسلامی بودند در طول صد سال گذشته چشم به مرجعیت داشتند تا در روند انقلاب حاضر شوند اما آن جریانی که بسیار تاثیر گزار شد و مردم به خیابان ها آمدند نامه داریوش همایون بر علیه امام خمینی(ره) بود و آتش انقلاب در تبریز، اصفهان، قم، تهران و سایر شهر های دیگر شعله ور شد و دیگر خاموش نگشت و مردم آمدند و کار را تمام کردند.

۴-راهپیمایی ها در فومن از چه زمانی عمومی شد؟
در فومن روز چهارشنبه ای بود که بعدها معروف به قیام چهارم دی شد که واقعا سیمای شهر دگرگون شد و مردم عموما در راهپیمایی شرکت کردند البته بنده و آقای کریم ایمانی که خدا رحمتش کند در جریان راهپیمایی حاضر بودیم که ماموران رژیم که اینها از قزوین یا منجیل آمده بودند و ما را دنبال کردند و به سمت ما تیراندازی کردند که به دیوار اصابت کرد و ما در همین خیابان شهید مطهری فعلی در منزل عزیزی پناه گرفتیم که نامش را امروز به خاطر ندارم و توانستیم از آن مهلکه نجات پیدا کنیم.

۴-چه کسانی در جریان مبارزات انقلاب در منطقه سردار جنگل فعالیت داشتند؟
در منطقه سردار جنگل آنهائی که واقعا طرفدار امام خمینی(ره) بودند و در مبارزات انقلاب فعالیت داشتند عبارت بودند از آقای کریم ایمانی، آقای احد یعقوبی، آقای کریم آقائی، آقای ولی خودرو که امروز در قم هستند، آقای محمد شیرزاد و بنده که به صورت مداوم با هم در ارتباط بودیم و تصاویر حضرت امام(ره) و اعلامیه های ایشان را پخش می کردیم.

۵-شما از چه طریقی با مبارزان انقلاب در استان و کشور ارتباط داشتید و تصاویر و اعلامیه های حضرت امام(ره) را دریافت می کردید؟
ما از طریق شهید افتخاری در آن زمان تصاویر امام(ره) و اطلاعیه های ایشان را دریافت می کردیم.

۶-در شرایطی که بسیاری در داخل و خارج از کشور تصور نمی کردند انقلاب پیروز شود شما مدیریت و راهبری امام راحل را چگونه تحلیل می کنید؟
ببینید سیاست و بینیش امام جهان شمولی بود، ایشان شخصی مدیر، مدبر و قاطع بودند طوری که ایشان قاطعانه اعلام کردند تا شاه از ایران نرود من نمی آیم و به طور کلی باید بگوئیم قدرت و بینش امام راحل و همراهی ملت بود که در آن شرایط باعث شد انقلاب به پیروزی برسد.

۷-شما یک سخنرانی تند و انقلابی داشتید در مراسم روز سوم شهید رحیم پورنصیری از شهدای انقلاب در رابطه با این شهید بزرگوار و چگونگی سخنرانی خودتان ممنون می شوم توضیحاتی بدهید؟
شهید پورنصیری جوانی شجاع و قهرمان و کشتی گیر محلی بود و بنده به واسط علاقه ای که به کشتی گیله مردی داشتم با او آشنا و دوست شده بودم وقتی شنیدم که در راهپیمایی در صومعه سرا با تیراندازی مستقیم مزدوران رژیم شاه به شهادت رسید بنده مینی بوسی را از فومن که متعلق به آقای پرویز اختیار کاویان بود همره با یک بلندگوی دستی اجاره کردم و جمعی از مردم و جوانان منطقه با ما آمدند که از جمله ایشان می توانم به آقای کریم آقائی اشاره کنم. وقتی که از مینی بوس پیاده شدیم بلندگو را به دست گرفتم و شروع به خواندن کردم:
بیا خمینی وطن انقلاب است
نقش مخالفین تو برآب است
جانها فدایت
همچو مصطفایت
نصر من الله و فتح قریب
شاه نشسته به جای یزید
که حدود پنج دقیقه بیشتر طول نکشید که فردی آمد به بنده تذکر داد که شعار نده و مرثیه بخوان بعدها فهمیدم او غلام پورادبی نماینده صومعه سرا بود بعد از تذکر او شروع کردم به خواندن:
سرسلسله مردم آزاد حسین است
آنکس که در این راه سر و جان داد حسین است
دشمن در معرکه به او خط امان داد
رد کرد و بماند در معرکه و جان داد
این نکته بدیع است و صریح هست و محقق
باید بشر از قید اسارت شود آزاد

دوباره به من تذکر دادند که مرثیه ملایمی بخوان سپس آقای کریم آقائی مرثیه ملایمی خواندند.
وقتی نزدیک مزار شهید پورنصیری رسیدیم فردی از پشت میکروفن چند بار نام مرا اعلام کرد و وقتی به سمت او رفتم به بنده گفت که من خطیبانی هستم و چند بار در زندان حضور پیدا کرده ام و اگر سخنرانی کنم برایم بد می شود و از بنده خواست تا سخنرانی کنم البته من در آن برهه دو بار بازدداشت کوتاه مدت شده بودم که پس از چند روز بازداشت آزاد شده بود. خلاصه بنده سخنرانی تندی بر علیه شخص شاه کردم بعد از سخنرانی مرا دستگیر کردند و به گروهان بردند فرمانده گروهان همان فرمانده پاسگاه ماسوله به نام بخشی ارفع بود و گفت این دفعه دیگر آزاد نمی شوی و باید بمانی تا تکلیفت روشن گردد و شب همان روز مرا به رشت منتقل کردند و حدود ۱۸ شبانه روز در آنجا تحت شکنجه آنها قرار گرفتم و نهایتا چشمان مرا با چشم بند بستند و مرا با یک اتومبیل تا چهارراه کانال در پیش حصار آوردند و به بیرون پرت کردند و بعدش پیاده از آنجا به خانه ام در خانوانه آمدم.

۸-بار اول و دوم چرا بازداشت شدید؟
ببینید ما بیکار نمی نشستیم با رفقایمان تصاویر شاه را پاره می کردیم و اعلامیه های امام خمینی(ره) را پخش می کردیم.

۹- وقتی شنیدید که در ۲۶ دی ماه شاه از کشور فرار کرد چه جوی در منطقه ایجاد شد؟
اگر شرایط آن روزها را بخواهم برایتان بگویم شاید باور نکنید اما بنده خواب و آرام نداشتم و با عده ای از جوانان به سرتاسر منطقه می رفتیم و شعار می دادیم شاه فراری شده تا همه مردم در جریان امر قرار بگیرند و در دوازده بهمن هم که امام(ره) وارد کشور شد ما در کوی و برزن با مردم صحبت می کردیم که کار تمام شده و پیروزی انقلاب به زودی محقق می شود.
۱۰-کنترل نهادهای حکومتی فومن از کی دست انقلابیون افتاد و شما در آن مقطع چه نقشی داشتید؟
از روز ۲۲ بهمن که انقلاب پیروز شد دژخیمان رژیم از فومن متواری شدند و کنترل ادارات و نهادها و ژاندارمری به دست نیروهای انقلابی افتاد‌. بنده خودم در آن مقطع در شهر فومن بودیم و عزیزانی چون شهید افتخاری، حاج آقا امانی و شهید رضا ادبی مدیریت اوضاع را بر عهده داشتند ما اسلحه های پاسگاه ها را تحویل می دادیم و آنها را لیست می کردند و بعدها کمیته های انقلابی مردمی برای حفظ امنیت تشکیل شد.

۱۱- در دفعاتی که بازداشت شدید شما را شکنجه کردند؟
خب باید عرض کنم که سوالاتی را از بنده می پرسیدند در اتاق کوچکی که بازداشت بودم یک نفر آمد و به من گفت (امام) خمینی(ره) مرده است و این بازی ها را کمونیست ها راه انداخته اند و شما نباید فریفته شوید که آنجا گفتم بنده مقلد امام خمینی هستم و به موارد دیگر کار ندارم البته نوار کاست سخنرانی من را داشتند و در هر صورت شکنجه هم جزئی از مبارزات ما بود.

۱۲-با توجه به سپری شدن چهارمین دهه پس از پیروزی انقلاب از آنجا که شما از مبارزین انقلابی بودید چه پیامی برای جوانان و مخاطبان ما در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی دارید؟
باید عرض کنم که همه بدانند آزادی که امروز در کشور وجود دارد مدیون امام خمینی(ره) است، مدیون انقلاب اسلامی است، امام(ره) آمد و با مدیریت خودش انقلاب را به پیروزی رساند و این دقیقا همان چیزی بود که در جریان نهضت های بیداری اسلامی یا بهار عربی به علت فقدانش همه آن نهضت ها شکست خوردند لذا ما هر چه داریم از امام داریم یادم می آید در دوره جوانی ما اگر صحبت خاصی را در منزل می خواستیم داشته باشیم می رفتیم دورتادور خانه را می گشتیم تا مطمئن شویم کسی نباشد که احیانا گزارش کند چرا که حکومت پهلوی رژیمی سراسر اختناق و میلیتاریسمی بود، نظامی گری بود، حتی جرات نداشتیم به ژاندارمی بگوئیم حالت چطور است؟ اما امروز جوانان ما راحت می توانند با فرماندار که عالی ترین مقام اجرائی در شهر است جر و بحث کنند. ما در اختناق و خفقان صددرصد بودیم، پیشنهاد می کنم جوانان ما حتما شرایط قبل از انقلاب را مطالعه کنند، پژوهش کنند تا شرایط واقعی و حقیقی آن دوره را متوجه بشوند و با اوضاع امروز مقایسه کنند، آن وقت برخی از جوانان که به خیابان آمدند متوجه می شوند که نباید به ماهواره ها و فضای مجازی توجه کنند چرا که همین آقای ترامپ که دایه مهربان تر از مادر شده بود اگر یک ایرانی بخواهد به آمریکا برود اجازه ورود به او نمی دهد لذا آمریکا دلسوز ملت ایران نیست بلکه فقط دل ملت ایران برای ایران می سوزد و باید بدانیم که مشکلاتی که در کشور وجود دارد را باید همه ما دست به دست هم بدهیم تا رفع بشود.
من از مسئولین اجرائی کشور می خواهم که برای این ملت که همیشه پشتیبان نظام هستند دلسوز باشند و در خدمتگذاری به مردم نباید درنگ کنند و اجازه ندهند که فضای اعتراض ایجاد شود که ضد انقلاب بیاید از این فضا سوءاستفاده کند، برای جوانان اشتغال ایجاد کنند، برای آنها زمین فراهم کنند و یا وام هائی با بهره پائین برایشان جور کنند لذا باید به جوان شخصیت داد و بدانیم که جوان بیکار شخصیتش را از دست می دهد. بنابراین مسئولین باید در خدمت ملت باشند چرا که وقتی حقوق نجومی مطرح می شود و هیچ برخوردی صورت نمی گیرد، این اختلاس ها مطرح می شود اینهاست که مردم را ناراحت می کند و آنهائی که حقوق نجومی گرفتند معلوم نشد با آنها چه برخوردی کردند اینهاست که تحملش برای مردم سنگین است.

۱۳-شما در دوره جنگ تحمیلی سابقه حضور در جبهه را دارید؟ بله بنده سه ماه در منطقه عملیاتی کربلای پنج بودم و از طریق ستاد جبهه و جنگ جهاد سازندگی اعزام شده بودم.

۱۴-امام(ره) در سال ۶۸ رحلت کردند و بعد از ایشان پرچم انقلاب را رهبری معظم انقلاب بر عهده گرفتند مدیریت و رهبری حضرت آقا را در دوران زعامت ایشان چطور تحلیل می کنید؟
پیغمبر بزرگوار اسلام می فرمایند حسین منی و انا من حسین که بدین معناست که حسین از من است و من نیز از حسینم لذا من امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را در یک خط می دانم و معتقدم خمینی و خامنه ای از هم هستند.

۱۵-خاطره ای از دوران مبارزات دارید که برای شما ماندگار باشد؟
باید بگویم خاطره ای که بسیار مرا ناراحت می کند این است که وقتی اولین بار در مقابل خانه ام مرا گرفتند پسر اولم دنبال من می دوید و مرا صدا می کرد و می گفت مادر، بابا را بردند و گریه می کرد که این برایم دردآور است.

۱۶-نظرتان را راجع به اسامی ای که می گویم در یک جمله بفرمائید؟

امام خمینی(ره):
امام خمینی(ره) خلاصه شده بود در اسلام، وی نابغه جهان اسلام است و به اسلام و مسلمانان در دنیا ارزش بخشید، وی کسی بود که آنچه را می گفت عمل می کرد چرا که وی جز خدا هیچ قدرتی را نمی دید.

شهید مطهری:
امام (ره) فرمود مطهری پاره تن من است.

دکتر شریعتی:
دکتر شریعتی یک اسلام شناس نبود بلکه یک روشنفکر انقلابی بود.

شهید بهشتی:
شهید بهشتی تئوریسین انقلاب بود و امام (ره) فرمودند که بهشتی ملتی بود برای ملت ایران.

چهارم دی ماه فومن:
قیام چهارم دی تحول خاصی در فومن به وجود آورد و پس از آن همه فومنی ها به صحنه آمدند البته قبلش بیشتر مبارزین و سیاسی ها فعالیت داشتند.

۱۷-حرف آخر؟
به ملت ایران می گویم از شانتاژهای آمریکا نترسند، آمریکا امروز یک ببر کاغذی است و میلیاردها دلار دولت این کشور بدهی دارد و تاکید می کنم ملت ایران باید در کنار رهبری عزیز همه با هم متحد باشیم و اگر نابسامانی داریم همه با هم تلاش کنیم تا مشکلات رفع شود و نیاز نداریم تا خارجی ها برای ما کدخداگری کنند.

انتهای پیام