کد خبر: 5020تاریخ انتشار : ۹:۱۱:۱۰ - پنج شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶

شب گذشته در مراسم شبی با انقلاب مسجد ولی عصر(عج) بالامحله فومن؛

حاج بهروز جلائی: مهمترین آسیب برای نظام این است که مسئولین قرآن را قبول نداشته باشند/حاج حمید کامرانزاده:همه مردم ایران در پیروزی انقلاب مشارکت داشتند+تصاویر

شب گذشته در مراسم شبی با انقلاب مسجد ولی عصر(عج) بالامحله فومن که با خاطره گوئی حاج بهروز جلائی و حاج حمید کامران زاده همراه بود

به گزارش بهجت خبر؛ شب گذشته در مراسم شبی با انقلاب ویژه دهه مبارک فجر که با خاطره گوئی حاج بهروز جلائی و حاج حمید کامران زاده در مسجد حضرت ولی عصر(عج) بالامحله فومن برگزار شد و در ابتدای جلسه حاج بهروز جلائی با اشاره به لزوم انتقال خاطرات و وقایع قبل از انقلاب به نسل جوان گفت: متاسفانه واقعیت این است که برخی از نسل اولی های انقلاب ما به هر دلیلی مایل به انتقال آن خاطرات و شرح مبارزات نیستند از جمله اینکه تمایل به مطرح شدن ندارند و یا برخی از نسل های اولی ممکن است بگویند چه فایده ای دارد آن وقایع و خاطرات را مطرح کردن و یا برخی هم نظرشان این باشد که در چهلمین سالروز پیروزی انقلاب این قبیل جلسات دیر است و دیگر فایده ای ندارد اما نسل سوم انقلاب نسل مظلومی است و می خواهد شرح آن مجاهدت ها را بداند و بشنود.

سردار حزب الله فومن در رابطه وضعیت فعلی چهره های انقلابی نسل اول انقلاب اظهار کرد: چهره های انقلابی نسل اول را در سه قسمت می توان دسته بندی کرد که از جمله آنها دسته اول چهره هائی هستند که همچنان بر عهد خود با امام(ره) و شهدا پابرجا مانده اند و در راه آرمان های انقلاب اسلامی مجاهدت می کنند، دسته دوم افرادی هستند که در گذر ایام و حوادث کمی از حال و هوای انقلاب فاصله گرفته اند اما در مجموع در چارچوب انقلاب اسلامی محسوب می شوند و وفادار به آرمان ها هستند و دسته آخر افرادی هستند که از ادامه همراهی با انقلاب سرباز زدند و به اصطلاح منکر شدند و دیگر انگیزه ای ندارند اینها وقایعی است که شما در سطح کلان کشور هم مشاهده می کنید.

وی در ادامه بیان داشت: در چند سال گذشته بنده تمایل داشتم از وجود چهره های نسل اول انقلاب استفاده کنیم، سخنانشان را بشنویم و بیاییم بنشینیم و بررسی کنیم که چرا دهه فجر چنین عظمتی دارد و چرا انقلاب انفجار نور بود و اعجاز امام راحل ما چه بود؟ آن نفس و هدفی را که امام(ره) دنبال می کرد ما توانستیم به آن سمت حرکت کنیم؟و یا امروز می توانیم داعیه این را داشته باشیم که جمهوری اسلامی در همان مسیری که امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگزارش تاسیس کرده است و یا در خطی غیر از آن حرکت می کند.

استاد دانشگاه گیلان با اشاره به وجه اشتراک همه انقلاب ها در دنیا تصریح کرد: انقلاب ها برای تحول در سطح زندگی انسانها ایجاد می گردند و این وجه مشترک همه انقلاب هاست اما انقلاب اسلامی علی رغم این اشتراک چیز دیگری را مدنظر قرار می دهد و آن حیات طیبه است.

حاج بهروز جلائی در رابطه با قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید کرد: آن چیزی که در قانون اساسی ما آمده است برآمده از قرآن مجید است که کتابی برای هدایت بشریت به شمار می رود.

وی در رابطه با نقش امام(ره) در پیدایش انقلاب اسلامی متذکر شد: یکی از اضلاع مهم انقلاب اسلامی خود امام(ره) بودند و اینکه رهبر انقلاب فرمودند انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته نیست واقعا حقیقت دارد.

جلائی با اشاره به مهمترین تهدید داخلی برای انقلاب اسلامی بیان داشت: مهمترین آسیبی که در حال حاضر می تواند نظام را تهدید کند این است افرادی بیایند در مسئولیت هایی قرار بگیرند و بر خلاف قرآن عمل کنند و یا اینکه این مسئولین اصلا قرآن را قبول نداشته باشند.

سردار حزب الله فومن با اشاره به فعالیت مبارزات انقلابی در فومن گفت: در راس حرکات انقلابی در شهر ما مرحوم شهید افتخاری بودند، حاج شیخ مصطفی حائری بودند، حاج ایوب فیض بخش بودند، حسن آقای نظری بودند و اگر انقلاب پیروز نمی شد رژیم شاه با طایفه نظری خصوصا حسن آقا و حجت نظری برخورد جدی می کردند، چون مغازه آنها پاتوقی برای فعالیت های انقلابی بودند.
از جمله دیگر فعالان انقلابی می توانم به شهید ایوب پورخوش سعادت، حجت نظری، حاج ولی(آیت الله قربانی حق)، اخوی ما( آقای رسول جلائی)، یا آقای ابرشهر و حاج رحیم افتخاری که در راهپیمائی ۴ دی تیر خوردند، یا حسین جاوید که خانه خانواده جاوید در خدمت بچه های انقلاب بودند و همچنین هادی پیرامون و بسیاری دیگر در مبارزات انقلاب و تظاهرات نقش داشتند.

وی در ادامه افزود: خیلی از مردم در موارد مختلف به انقلابی ها کمک می کردند مثلا همین خانواده شهید عامر درب منزلشان همواره برای انقلابی ها باز بود البته بنده لازم می دانم عذرخواهی کنم از کسانی که باید نامشان را می آوردم و در ذهنم نداشتم.

در هر صورت برای تجدید خاطرات نسل های اول که در مجلس امشب تشریف دارند و انتقال اطلاعات و خاطرات انقلاب به نسل سوم از یکی از مبارزان انقلاب اسلامی در فومن جناب آقای حاج حمید کامران زاده دعوت می کنم تا تشریف بیاورند و از خاطرات خودشان برای ما تعریف کنند.

حاج حمید کامران زاده: بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان آقای جلایی بزرگواری کردند از بنده دعوت کردند لذا امشب مواردی را که عرض می کنم از آن جهت است که بنده دیده و مشاهده کرده ام.

قبل از انقلاب چون فومن شهری بن بست محسوب می شد معمولا تبعیدی ها را به این شهر روانه می کردند و از آنجایی که بنده با این افراد در فومن و سایر شهرهای گیلان ارتباط داشتم در جریان بودم که روال آنها معمولا این بود که بر روی جوانان تاثیر گزار باشند چرا که آنها معتقد بودند اگر در دوران تبعید بتوانند ۱۰ جوان را بسازند حضورشان مثمر ثمر خواهد شد.
در فومن یک روحانی به نام آقای فقیهی از شیراز تبعید کردند که هیجده ما در فومن تبعید بود.
اتفاق خاصی که در آن مقطع افتاد این بود که یکی از عزیزان انقلابی در قم توسط مزدوران رژیم پهلوی به شهادت رسید و عده ای از روحانیون در جلسه ای فتوای قتل آن مامور را صادر کردند و به دنبال قصاص آن مامور سی و دو نفر از آن روحانیون تبعید شدند که یکی از آنها آیت الله یزدی و دیگری آیت الله خلخالی بودند، که اینها به رودبار تبعید شدند و بنده معمولا هر هفته روزهای جمعه صبح تا ظهر در خدمت آقای یزدی بودم و از ظهر تا شب خدمت آقای خلخالی بودم و در آن روزها رسم بر این بود افرادی که تبعید می شوند هر روز ظهر باید به شهربانی بروند و امضا کنند که این آقایان از همان ابتدا زیربار نرفتند چون اگر می رفتند محدود تر می شدند لذا از امضای هر روز ظهر سرباز زدند.

بعد از ایشان آیت الله حائری شیرازی به فومن تبعید شدند که افراد کمتری با ایشان در ارتباط بودند چرا که در ابتدای و انتهای کوچه محل سکونت ایشان همواره دو مامور پاس می دادند.
آقای حائری شیرازی بسیار آدم متفکری بودند و گمشده ای که ماها داشتیم در وجود ایشان عینیت پیدا می کرد و ایشان امثال ما را راهنمائی می کردند.

یک روز به منزل ایشان مراجعت کردم و متوجه شدم که مامانانی ررایشان آمده است به ایشان گفتم کاری از دست بنده بیرون می آید در خدمت هستم که ایشان فرمودند مهمانان ما می خواهند به ماسوله بروند.
در آن زمان رفتن به ماسوله سهل و راحت نبود لذا یک ماشین گرفتیم بالاخره رفتیم به ماسوله و کنار بقعه عون بن علی برایشان خانه گرفتم یک خانم هم به عنوان خدمتکار برایشان مهیا کردم و از او خواستم از مهمانان ما به خوبی پذیرایی کند و اجرت خوبی به او دادیم.
من سپس به فومن بازگشتم و چند ساعتی را در منزل استراحت کردم که بعد از آن تصمیم گرفتم‌ به منزل حاج آقا حائری بروم و وقتی به منزل ایشان رفتم متوجه شدم ظاهر شرایط حساسی پیش آمده و مهمانان آقای حائری در ماسوله شناسائی شدند و اینها افرادی بودند که مخفی زندگی می کنند لذا هر طور شده سریعا اینها را از فومن و گیلان خارج کنید که ترتیبی اتخاذ کردیم که این آقایان را به قم روانه کردیم.

حاج بهروز جلائی: حاج آقا ممنون می شوم تصویری از جامعه آن روز فومن و وضعیت اجتماعی و فرهنگی آن دوران را برای ما شرح بدهید و یا اینکه انقلابی ها در آن دوران چگونه ارتباطات ایجاد می کردند یا نقش برخی از افراد موثر شهر مانند مرحوم اریب(ره) و دیگران را بفرمایید.

باید عرض کنم در آن زمان اگر مثلا یک ماشین مهمان برای کسی می رسید همه مردم محل متوجه می شدند یا اگر چند غریبه می آمدند مشخص می شدند، در فومن آن موقع فقط دو نفر کلوچه درست می کردند آنهم در روزهای دوشنبه و چهارشنبه که در اوقات فراغت شان و بعد از فراغت از پختن نان کلوچه می ساختند و در آن دو روز هم تخم مرغ گران می شد.
آن موقع دوچرخه با تک بند در شهر مهیا بود و مردم برای رفت و آمد از آن استفاده می کردند البته من قصدم سیاه نمایی از دوره شاه نیست آنچه را که دیده ام می گویم وقتی بنده مسئولیت کمیته امداد را پذیرفتم یک ارزیابی اولیه کردم دیدم در کل شهر فومن شاید ده نفر هم حمام در منزل نداشتند یا اینکه بیش از سی درصد مردم شهر گالش استفاده می کردند، در بخش زیادی از خانه ها برای گرمایش هیزم آتش می کردند و هر که بخاری هیزمی داشت ارباب بود، در آن دوران عروس سال ها در خانه مادر شوهر زندگی می کرد و داماد هم همراه پدرش بود.
در بخش درمان شما رشت را ببینید یک بیمارستان بود آنهم با پنج اتاق ‌که یک خیر درست کرده بود. آن محوطه ای که الان بیمارستان رازی است امروز تنها یک چهارم آن زمینی بود که آن خیر برای بیمارستان وقف کرده بود لذا وضعیت فومن هم مشخص بود یک دکتر مرادی در فومن داشتیم که این آقا در همه بخش ها طبابت می کرد و آقای احمد فهمیده تنها داروخانه شهر را داشت و عمدتا هم خودش دارو می ساخت بعد از آقای مرادی دکتر صوفی در جنب بانک سپه یک مطب پزشکی دایر کرد و در سال های ۵۴، ۵۵ یکی، دو تا پزشک بنگلادشی آمدند برای فومن و آنهم مصیبتی بود چرا که مردم نمی تواستند با دکترها حرف بزنند.

حاج بهروز جلائی: وضعیت امنیتی آن دوران چگونه بود؟ آیا فومن شهربانی و ژاندارمری داشت؟ آیا در فومن ساواک استقرار داشت؟

ببینید ما یک شهربانی داشتیم با ۱۸ مامور و در جمع آنها یک خبرچین ساواک بود و این در همه شهردارها روال بود ژاندارمری داشتیم که آنها هم امور روستاها را در دست داشتند لذا ساواک اینجا ساختمان نداشت مردم را با ترس نگاه داشته بودند و آنها تعدادی از معتمدین شهر را در نظر داشتند و ساواک هم از طریق آنها فعالیت اجتماعی خود را انجام می داد.

ما در فومن یک هتل داشتیم که در محل فعلی سپاه فومن دایر بود البته وزیر جهانگردی موظف به ارتباط با ساواک بود و عملا آن هتل رونقی نداشت و فعالیت ساواک در آنجا انجام می شد. در آن مقطع زمانی وضعیت اقتصادی خوب نبود و بازار کساد بود. بعد از انقلاب با هماهنگی استانداری آن هتل را برای استقرار سپاه در نظر گرفتیم.

حاج بهروز جلائی: وضعیت فرمانداران و مسئولین در ارتباط با مردم چطور بود؟ انتخاباتها در آن مقطع چگونه بودند؟ آیا رئیس شهربانی یا مسئولین دیگر به انقلاب کمک کردند؟
ببینید انتخابات ها به گونه ای بود که از قبل تعدادی مشخص می شدند که چه کسانی باید رای می آوردند، البته افرادی که می آمدند همه تایید شده ساواک بودند اما بهترین شان از نظر ساواک انتخاب می شدند. آنها هم در جریان انتخابات کارناوال راه می انداختند و ستاد خود را در محله های مختلف شهر فعال کرده و به طور کلی یک هفته پلوخوری در فومن برقرار می شد. البته آن نماینده ها هم حقیقتا پیگیر مطالبات مردم نبودند و آن چیزی که شاه می خواست باید در مجلس تصویب می شد.

حاج بهروز جلائی: اصلا چرا انقلاب کردید؟ پشیمان نیستید؟

همه مردم ایران در پیروزی انقلاب مشارکت داشتند و از آنجایی که قرآن وعده داده بود که کتاب خدا می تواند راهنمای حل مشکلات بشر باشد لذا نخبگان و خواص در این مسیر قرار گرفتند. البته باید سنجید که مردم چگونه در این مسیر قرار گرفتند.

حاج بهروز جلائی: آن مردمی که شاید سواد نداشتند چگونه به صف انقلابیون پیوستند؟ به نظر شما ریشه های اجتماعی آن راهپیمایی ها چگونه بود که بعدها یک راهپیمایی برگزار شد و شاید هزار نفر به میدان آمدند؟

عسر و حرج تا زمانی قابل تحمل است و مردم تحمل می کنند و البته ما دیرتر از استان های دیگر وارد صحنه شدیم و پیام های حضرت امام(ره) باعث شکل گیری تظاهرات شد و از آن طرف هم پادشاهی و دیکتاتوری به اوج رسید در شرایطی که مردم فقر داشتند، آن جشن های شاهنشاهی و جشن شیراز که دختران عریان را آوردند و آموزش رقص به آنان دادند لذا به طور معمول مردم آماده بودند و منتظر یک صدا بودند لذا مردم ورامین زودتر از دیگران به صحنه پیوستند.

نکته پایانی؟
خیلی خوب است آنهایی که در این انقلاب زحمات کشیدند به جوانان بگویند و بنده هم به جوانان می گویم چه اتفاقاتی افتاد. در این شهر سپاه پاسداران تشکیل شد، چهل تا نیرو داشت و ما مشکل داشتیم به آنها کرایه ماشین بدهند و من در شورای فرماندهی سپاه این موضوع را مطرح کردیم و بنده در یک روز در صبحگاه مطرح کردم و با پاسداران جوان صحبت کردم که می خواهیم به شما حقوق بدهیم آن روز صبحگاه بهم خورد، در روز دیگر مجددا صحبت کردم و نهایتا قرار شد بنده مبلغی را برای بر روی میزکارم بگذارم و هر کسی هر طور که نیاز دارد برود بردارد که روز های اول حدود نیم درصد از آن مبلغ کم می شد و در روز های آخر حضور بنده ده درصد کل پول کسر می شد و مابقی به صندوق بازمی گشت البته این در آن دوران طلائی انقلاب بود حتی در طی جنگ تحمیلی صحنه های فراوانی از ایثارگری های ایرانیان را مشاهده کردیم.

انتهای پیام

/تصاویر: امیرحسین تفضلی