کد خبر: 8799تاریخ انتشار : ۲:۲۵:۴۴ - جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷

یادداشت/ سید شجاع الدین نعمتی؛

دکتر چمران، رزمنده ای از برکلی

صندلی وزارت و مجلس او را درگیر زندگی روزمره نکرد و با شروع حمله ضد انقلاب به کردستان، عافیت طلبی را نپذیرفت و دوباره اسلحه برداشت و در میدان جهاد قرار گرفت. اگر چه او همیشه در جهاد بود در مجلس باشد و یا در وزارت، او رضایت الهی را می پسندید و در این مسیر حرکت می کرد.

به گزارش بهجت خبر؛ ۳۱ خرداد سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران، بزرگ مردی که سخن گفتن در باره او در وسع ناچیزی مثل من نیست اما هدف از این نوشتار یادآوری و بازگویی خاطرات و از خودگذشتگی های این شهید والامقام است. این شخصیت تحصیلکرده در دوره دکترای رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما با درجه ممتاز از دانشگاه برکلی آمریکا فارغ التحصیل می شود.

پس از آن راهی مصر و دوره های نظامی را سپری می کند. برای کمک به محرومین لبنان در کنار امام موسی صدر قرار می گیرد و در این مسیر خدمات شایانی از خود به یادگار می گذارد.
اسم دکتر چمران در میان مردم لبنان هنوز ماندگار است و خوش می درخشد.
تصوی او در خیابان های بیروت یادآور رشادت ها و از خودگذشتگی های او جهت آموزش فرزندان آن سرزمین و صحنه های نبرد با دشمنان است.
دکتر توانست افراد بسیاری را تربیت کند و هنوز پس از گذشت سالها در عرصه های گوناگون یاد و خاطره او را گرامی می دارند.
جمعیت پیش آهنگان رسالت اسلامی در سالروز شهادتش عکس های دکتر را در دست گرفته و راهپیمایی برگزار می کنند.
یقینا این نونهالان رشادت ها و ایثارگری های این مرد خدایی را از پدران و مادران خود شنیده اند که اینچنین دلبسته اویند.
چند سال قبل نمونه ای دیگر از ارادت لبناینها به این شهید والامقام در نامگذاری یکی از خیابان های شهر بیروت به نام شهید چمران بروز پیدا کرد.
اما زندگی دکتر در همین جا خلاصه نمی شود، او پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تجربه ای ارزشمند و تحصیلاتی عالی با هیئتی از علمای لبنان به ایران می آید . با امام (ره) دیدار می کنند امام به ایشان می گوید شما در ایران بمانید و او می ماند و چه ماندنی زیبا، که جز خیر و برکت، رشادت و از خودگذشتی چیز دیگر به ارث نمی گذارد.
صندلی وزارت و مجلس او را درگیر زندگی روزمره نکرد و با شروع حمله ضد انقلاب به کردستان، عافیت طلبی را نپذیرفت و دوباره اسلحه برداشت و در میدان جهاد قرار گرفت. اگر چه او همیشه در جهاد بود در مجلس باشد و یا در وزارت، او رضایت الهی را می پسندید و در این مسیر حرکت می کرد.

در قضیه پاوه در کنار دیگر نیروها ایستادگی کرد و مقاومت شان با فرمان امام، نمونه ای دیگر از نصرت الهی بود. د این خصوص رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان بسیجی فرمودند: دکتر چمران انسان با انصافی بود، لابد قضیه پاوه را شما ها می دانیدکه در پاوه بر روی بلندی ها بعد از چند روز جنگیدن مرحوم چمران با چند نفر معدود همراهش محاصره شده بودند.
ضد انقلاب اینها را از نزدیک محاصره کرده بود و نزدیک بود به اینها برسد که امام اینجا از قضیه مطلع شدند و یک پیام رادیویی از امام پخش شد که همه بروند طرف پاوه. ساعت ۲ بعد از ظهر این پیام پخش شد. ساعت ۴ بعد ازظهر بنده در خیابان های تهران شاهد بودم که همینطور کامیون و وانت از مردم عادی و نظامی و غیرنظامی از تهران و سایر شهرستان ها به سمت پاوه حرکت کردند.بعد از قضیه پاوه که مرحوم چمران به تهران آمدند در جلسه ای که ما بودیم به نخست وزیر (مرحوم مهندس بازرگان) گزارش می داد که بین اینها هم از قدیم رابطه ای عاطفی وجود داشت.
مرحوم چمران در آن جلسه این جور گفت: وقتی که ساعت ۲ پیام امام پخش شد، به مجرد پخش پیام امام و قبل از آن که هنوز هیچ خبری از حرکت مردم نرسیده بود، ما احساس کردیم که محاصره باز شد. وی گفت: حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آنقدر موثر بود که به صورت برق آسا و به مجرد اینکه پیام امام رسید انگار برای ما همه آن فشارها به پایان رسید، ضد انقلاب روحیه خود را از دست داد و ما شروع به حمله کردیم و حلقه محاصره باز شد و توانستیم بیرون بیاییم. آنجا نخست وزیر وقت خشمگین شد و به دکتر چمران توپید که ما این همه کار کردیم، این همه تلاش کردیم، تو چرا همه اینها را به امام مستند می کنی؟
یعنی هیچ ملاحظه نمی کرد، منصف بود. با اینکه می دانست این حرف ها موجب گله مندی می گردد.

شهید چمران در جبهه های جنوب

با هجوم نیروهای بعثی به مرزهای جمهوری اسلامی به منظور کسب اجازه برای عزیمت به خدمت امام می رسد. این حضور همزمان با ملاقات مقام معظم رهبری با امام است.
هر دویشان جهت اخذ مجوز آمده اند و پس از موافقت امام عازم جبهه می شوند.دکتر ستاد جنگ های نامنظم را راه اندازی می کند و می شود فرمانده و حضرت آقا نیز یکی از نیروهای تحت امر ایشان.
محاصره سوسنگرد
دشمن که از تسخیر اهواز ناامید شده بود به فکر فتح سوسنگرد افتاد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنها توانستند داخل شهر بشوند.
دکتر چمران از محاصره تعدادی از رزمندگان در شهر مطلع و برآشفته شد. او توانست به همراه آیت الله خامنه ای، ارتش را برای یک حمله خطرناک آماده نماید.
خودش نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازمان دهی کرد و در جاده اهواز_سوسنگرد به دشمن یورش برد. او خود را در حلقه مخاصره تانک ها انداخت و نبرد جانانه ای کرد. در این درگیری ها از ناحیه پا مجروح شد.
پس از اطلاع از زخمی شدن سردار رشید اسلام، رزمندگان شجاعانه به سمت سوسنگرد رفتند و شهر مقاوم و رزمندگان دلاور را از محاصره نجات دادند.
دکتر با کمک یکی از رزمندگان با کامیون خود را به بیمارستان اهواز رسانید و یک شب در بیمارستان ماند و دوباره به ستاد جنگ های نامنظم بلزگشت.
شهادت
نبردها در جبهه جنوب ادامه داشت و دکتر چمران همچنان در جبهه حضور داشت تا اینکه در تاریخ سی و یک خرداد یک هزار و سیصد و شصت در جبهه دهلاویه ترکش خمپاره دشمن به پشت سر او اصابت کرد.
او را به سرعت به آمبولانس رساندند. در بیمارستان سوسنگرد کمک های اولیه انجام شد. آمبولانس به سمت اهواز شتافت ولی افسوس که فقط جسم بی جان به اهواز رسید و دکتر به آرزوی دیرینه اش دست یافت.